معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٠ - ب تأويل
«تأويل»[١] است، كه آن را از قبيل مفاهيم نمىداند- چنانچه ديگران مىدانند- بلكه تأويل را زيربناى تمامى تعالم قرآنى- چه معارف چه احكام- قلمداد مىكنند.
در تبيين ديدگاه علّامه درباره تأويل قرآن، مقالهاى در بيش از شصت صفحه فراهم شده و بارها به چاپ رسيده است. فشرده آن را در اينجا مىآوريم:
علّامه مىفرمايد:
ان الحق في تفسير التأويل أنّه الحقيقة الواقعية التي تستند اليها البيانات القرآنية، من حكم أو موعظة أو حكمة، و أنه موجود لجميع الآيات القرآنية؛ محكمها و متشابهها، و أنه ليس من قبيل المفاهيم المدلول عليها بالألفاظ، بل هي من الأمور العينية المتاعالية من أن يحيط بها شبكات الألفاظ، و انّما قيدها الله سبحانه بقيد الألفاظ لتقريبها من أذهاننا بعض التقريب، فهي كالأمثال تضرب ليقرّب بها المقاصد و توضّح، بحسب ما يناسب فهم السامع، كما قال تعالي: «وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ[٢]»؛[٣]
سخن حق در مورد توضيح و تبيين «تأويل» اين است كه آن حقيقت، واقعيتى است كه بيانات قرآنى از حكم و پند و حكمت بدان تكيه دارند و اين حقيقت در تمام آيات قرآنى- چه محكم و چه متشابه- موجود است و از قبيل مفاهيم و مدلولهاى الفاظ نيست، بلكه از امور عينى خارجى است و الفاظ آن را در بر نمىگيرند و از آنرو خداوند، آن را با الفاظ به بند كشيد تا بشر را اندكى با آن حقيقت آشنا سازد، به عبارت ديگر، الفاظ آيات قرآنى نسبت به آن حقيقت به مانند امثال هستند كه به اندازه فهم شنونده براى توضيح به كار برده مىشوند، چنانكه فرمود: قسم به كتاب روشن. ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم تا در آن انديشه كنيد.
[١] . تأويل ٥ بار در قرآن به كار رفته است: سوره آل عمران، آيه ٧( ٢ بار)، اعراف، آيه ٥٣( ٢ بار)، يونس، آيه ٣٩.
علامه طباطبايى در« مجموع مقالات و پرسشها و پاسخها( صص ٢٨٩- ٢٨١) در مقالهاى با عنوان« تأويل چيست؟» ديدگاه خود را توضيح مىدهد.
[٢] . زخرف، آيات ٤- ٢.
[٣] . الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٤٩.