معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٨ - پرسشها و پاسخها
اين حرف با مبناى اعتقادى ما هماهنگى ندارد. ما مىگوييم آنچه را كه پيامبر اكرم بهعنوان شريعت آورده، وحى است اما پيامبر احكامى را بهعنوان رهبر سياسى امت تشريع كرد كه جنبه ثبات و دوام ندارند؛ مثلًا فرمود:
من احيا ارضاً ميتة فهي له
اين از احكام حكومتى است كه به خاطر تشويق كشاورزان براى آبادكردن زمينهاى باير از جانب خود آن را تشريع فرموده است؛ در حالى كه على عليهالسلام در قبال اينگونه زمينها اجاره مىگرفت.
اگر مقصود از تجربه نبوى مسائل حكومتى و سياسى است، نمىتواند كلى باشد. و اگر مربوط به اصل شريعت است، اصلًا تجربه معنا ندارد. اينها مىگويند اگر پيغمبر عمر بيشترى مىكرد، قطر قرآن و احكام آن بيشتر مىشد، ولى اينطور نيست. وقتى سوره إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ[١] نازل شد همه مسلمين به جهت اينكه در آن نويد پيروزى داده شده بود، خوشحال بودند. وقتى عباس عموى پيامبر اين سوره را شنيد، گريه كرد. از او پرسيدند: چرا گريه مىكنيد؟ گفت: چون از اين سوره فهميدم كه كار پيامبر تمام شده است. وقتى از پيامبر اين موضوع را سؤال كردند امام، فرمود: بله درست مىگويد. آيه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ[٢] هم شاهد بر مدعا است.
٩. آيا تمام الفاظ قرآن كريم از طرف خداوند است؟ معانى از طرف خدا و الفاظ از طرف رسول است؟ دلايل وحيانى بودن الفاظ قرآن چيست؟ غير وحيانى بودن الفاظ قرآن چه نتايجى دارد؟
* سابقه اين بحث به هزار و صد سال پيش باز مىگردد. كسانى كه اين حرفها را مىزنند، مىخواهند بگويند نارسايى و ناهنجارى بعضى الفاظ قرآن مربوط به پيامبر است كه بشر بود. دقت كنيد! پيشفرض آنها وجود ناهنجارى، غلط ادبى و ... در قرآن است. آنها مىگويند: اين الفاظ كه براى خدا نيست، بلكه براى پيامبر است، در صورتى كه خود قرآن صريحاً به اين
[١] . نصر، آيه ١.
[٢] . مائده، ٣.