معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٧ - پرسشها و پاسخها
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.[١]
مىفرمايد از اهل كتاب بپرسيد. طبق قانون سبر و تقسيم منطقى، آيا مشركين، بما أنه مشركون، مورد خطاب قرار گرفتند يا بما أنه جاهلون؟ بما أنه جاهلون. آيا خصوص شك «رسالت بشر» بود يا نوع معارف دينى؟ خصوصيت ندارد. آيا اهل كتاب، بما انهم يهود و نصارا، مورد پرسش قرار مىگيرند يا اينكه علمشان نسبت به اينها بود؟ به نسبت علمشان. بنابراين اگر از يك مرجع بپرسيم: چرا بايد به مرجع تقليد رجوع كرد؟ مىگويد:
فسئلوا لقوله تعالي أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.
اين فقيه روى نص آيه به اين مسأله استناد كرد. اين يعنى يك مفهوم عام و كلى از بطن آيه بكشيد تا آن پيام كلى و جاودانه آن را بهدست آوريد. امام باقر عليهالسلام مىفرمايند:
اگر اعتبار به ظهر قرآن بود، قرآن امروز مرده بود.
يعنى بايد با ابزار سبر و تقسيم بايد پيام زلال زير آيه را پيدا كنيم.
٨. در كتاب «بسط تجربه نبوى» آمده است: پيامبر هر روز كه مىگذشت پيامبرتر مىشد! آيا چنين چيزى امكان دارد؟ ديگر اينكه اگر عمر پيامبر بيشتر مىشد قرآن هم بيشتر مىشد؟
* اين حرف مال استاد يوسف دره حداد است. او يك اسقف يونانى بود كه بيست سال پيش فوت كرد. مىگويد: شريعتى كه پيامبر مطرح كرد، نتيجه تجربههاى شخصى او است؛ يعنى پيغمبر اكرم قبل از اينكه نبوت خودش را اعلام كند، با شخصيتهاى بزرگ و حكما و دانشمندان در سفرهاى مختلف و ... رابطه داشت. در اين سفرها يك سرى ارزشها را بهدست آورد و به خاطر نبوغى كه داشت، اينها را به تجربه گذاشت تا امتش را از جهالت نجات دهد. بنابراين، وحى و نزول آيه و ... واقعيت و ارزشى ندارد. به خاطر اين كار روز به روز بر تجربه محمد (صلىالله عليه و آله و سلم) افزوده مىشد. مسأله نسخ هم از همين مقوله است، يعنى در اثر زياد شدن تجربه و ... در نظر او تغيير پيدا مىشد.
[١] . انبياء، ٧.