معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٦ - پرسشها و پاسخها
* حضرت امير درباره قرآن مىفرمايد:
فاستنطقوه فانه لاينطق
معنايى كه حضرت امير قصد كرده، با اين معنايى كه اين آقا قصد كرده زمين تا آسمان فرق دارد. اين آقايان بر همان مبنا كه نصوص دينى فاقد مفهوم است و اين شخص است كه به آن مفهوم مىدهد نظر مىدهند. البته خود اين سخن جاى بحث دارد كه چه نوع مغالطهاى است و از كجا آب مىخورد. معناى اينكه حضرت امير فرموده اين است كه قرآن داراى يك سطحى است، حقيقت قرآن به سطح آن نيست. اينكه پيامبر اكرم (ص) تأكيد فرمودند:
ما في القرآن آية الا و له ظهر و بطن
حساب داشته است. چرا من و شما سالهاى سال است دنبال اين نرفتيم كه بدانيم بطن يعنى چه؟ اين بطن چه چيزى است كه پيغمبر بر روى آن تأكيد داشته است؟ فضيل بن يسار از حضرت باقر عليهالسلام سؤال مىكند: اينكه پيامبر فرموده ما في القرآن آية الا و له ظهرٌ و بطن[١] يعنى چه؟ حضرت مىفرمايد:
ظهره تنزيله و بطنه تأويله.[٢]
همان فرقى كه بين ظهر و بطن است، بين تنزيل و تأويل هم هست. هر آيهاى در قرآن پيامى دارد؛ حتى آياتى كه داستان و ... است. آن پيامها در قرآن نهفته است. ما بايد آن مثال را از قرآن بيرون بكشيم. مثالى مىزنيم: خداوند به مشركين درباره اصل رسالت بشر شك داشتند، مىفرمايد:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ.[٣]
يعنى اينكه پيش از اين هم پيامبرانى بودند.
بعد مىفرمايد:
[١] . ابونعيم از نبى اكرم( ص) روايت مىكند:« ان القرآن انزل على سبعة احرف ما منها حرف الّا له ظهر و بطن و ان على بن ابىطالب عنده علم الظاهر و الباطن.»( احمد بن عبدالله ابونعيم، حلية الاولياء، ج ١، ص ٦٥؛ و ر. ك: محمد بن عبدالرحمان خطيب قزوينى، شرح المختصر على تخليص المفتاح، ص ٧٠؛ ابوالحسن العاملى، مرآة الانوار، ص ٥).
[٢] . عن فضيل بن يسار قال سئلت اباجعفر- عليهالسلام- عن هذه الرواية« ما من القرآن آية الّا و لها ظهر و بطن» فقال ظهره تنزيله و بطنه.( محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٢، ص ٩٧، ح ٦٤)
[٣] . نحل، ٤٣.