معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٤ - پرسشها و پاسخها
است؛ چرا كه مخطئه در جايى است كه واقع يكى باشد تا خطا امكان داشته
باشد. اگر واقعى نباشد، مصوبه مىآيد. اين آقا مىگويد من به مذهب تشيع پاىبند هستم؛ چون آن را انتخاب كردم. از آن طرف به مبانى آن توجه نمىكند. هيچ كس منكر اين نيست كه دانشمندان در عرض هم اختلاف نظر داشته باشند؛ اما هيچ كسى پيدا نشده كه بگويد تمام دانشمندان درست مىگويند. در فيزيك، رياضيات و علوم طبيعى، براى شناختن يك ژن يا يك ويروس، اگر چند دانشمند اختلاف كردند، آيا مىتوان به آنها گفت كه تمام شما درست مىگوييد؟ دليل محال بودن آن به اين خاطر است كه در عرض هم قرار دارند؛ زيرا ويروسى كه موجب خطر شده، يك چيز است. بايد به اين آقايان گفت كه شما ديوارى كوتاهتر از دين پيدا نكردهايد. چگونه در ساير علوم، قول يكى از اختلاف كنندهها درست است، ولى در دين اين را رعايت نمىكنيد؟ دانش دين با دانشهاى ديگر در اين كه همه دنبال يك گمشده هستند، فرقى ندارد.
٥. اينكه بپذيريم كه بسيارى از متشابهات بر قرآن تحميل شده است. آيا نوعى تحريف در قرآن نيست؟ و چگونه با آيه إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[١] سازگار است؟
* در كتاب صيانة القرآن من التحريف هفت معنا براى تحريف ذكر كردهام؛ يكى از معانى تحريف، تحريف در معنا است، نه تحريف لفظى:
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛[٢]
يعنى بستر معنا كه لفظ بر آن سوار است. معنى را تغيير مىدهند؛ نه اينكه با لفظ بازى كنند. اين امرى است كه در قرآن اتفاق افتاده و تفسير بهرأى به اين معنا است. آن چيزى كه ما با تحريف آن مبارزه مىكنيم و مىگوييم: «دست نخوردن لفظ» است؛ يعنى الفاظ قرآن دست نخورده است. نه تحريفى در تبديل يا زيادى كلمه صورت گرفته و نه تحريفى در نقص و جابهجا كردن. آن چيزى كه براى ما ضمانت بقا دارد، همين الفاظ قرآن است. يعنى نصّى كه بر
[١] . حجر، آيه ٩.
[٢] . نساء، آيه ٤٦.