معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥ - ٤ عرفان و تصوف
مسأله «باطن» و «تعاليم باطنى» و «اسرار و رموز» سر و كار داشته است. همين تعاليم باطنى، و اسرار نهانى، آنان را به انتخاب مجامع اختصاصى و تشكيلات گروهى، و دستههاى خاص، و دورى از همراهى با جامعه وادار ساخته است تا مبادا اسرار مكتب و طريقت، در اختيار بيگانگانى قرار گيرد كه شايستگى دريافت آنها را ندارند.
در مكتب عرفان، حفظ اسرار از واجبات طريقت است، و افشاى اسرار، به منزله كفر و ارتداد و موجب تنبيه و مجازات است.
٤. عرفان و تصوّف
صوفى، به «صُوف» انتساب دارد و به معناى «پشم» است. پشمينهپوشى، كنايه از «تقشّف»: زهد در زندگى و تحمّل مشقّت و دشوارى، و شعار اين گروه بوده است.
عنوان «تصوف» لقبى است كه از ديرباز به گروهى پشمينهپوش- در مقابل كسانى كه به دنيا روى آورده و اسلام را وسيله تحصيل دنياى خويش قرار داده بودند، دادهاند.
اين گروه، همانگونه كه در لباس و معيشت، نهايت سادگى را پيشه خود كرده بودند، در علم و دانش هم، جز به آنچه به اعمال رياضتگونه آنان ارتباط داشت، توجهى نداشتند، و آن را «علم آخرت» نام نهاده بودند. ولى اين رشته، رفته رفته جنبه معرفتى به خود گرفت، و بهگونه جهانبينى عرفانى شد، كه پيروان آن از روى مكاشفه و مشاهدات باطنى، بر اثر تداوم اخلاص در عمل، به حقايق هستى راه مىيافتند. لذا، عنوان «تصوّف» كه اصالت تاريخى دارد، به جنبه عملى و سير و سلوك اين گروه نظر دارد. ولى عنوان «عرفان» كه سپس مطرح شده، به جانب نظرى و بينش و جهانبينى اين گروه حكايت دارد. ولى اصالتاً هر دو، يكى هستند و از يك واقعيت حكايت دارند.
عارفان شيعه مسلك از عنوان «تصوّف» و «صوفىگرى» پرهيز دارند، زيرا در روايات اسلامى، بهخصوص احاديث صادره از اهلبيت عصمت، از گروه