معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٧٢ - حديث ارتداد؟!
بودن در امر شريعت به خود انسانها باز مىگردد، و هرگز به ساحت قدس
الاهى زيانى وارد نمىكند. آرى! كسانى كه به باورهاى دينى ارج نهند و بهدستورات شريعت پاىبند باشند، خداوند، اين قدردانى را از آنان ارج مىنهد و پاداش نيك به آنان مىدهد. وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ.
از اينرو روشن مىشود كه تعبير كافر كفّار[١] درباره چنين افراد ناپايدار بر ايمان، از باب كفران نعمت ايمان- در مقابل لزوم شكر- است.
لذا، در روايت كشى چنين آمده است:
مَا بَقِيَ أَحَدٌ إِلَّا وَ قَدْ جَالَ جَوْلَةً إِلَّا الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ فَإِنَّ قَلْبَهُ كَانَ مِثْلَ زُبَرِ الْحَدِيدِ؛
(نماند كسى كه در دل، لرزشى نكند جز مقداد، كه دلى همچون پاره آهن، استوار داشت.)
اين بدين معنا است كه بيشتر مردم در آن عهد، در مقابل اين همه رخدادهاى نا به هنگام و دگرگونساز، دچار شوك شدند. در مقابل قضاياى غير منتظره بهتزده گرديدند و پيش خود انديشيدند كه چه شده و چرا با اين سرعت، همه چيز وارونه شده و شريعت بدينگونه چهره عوض كرده است؟ گو اينكه حق، باطل و باطل، حق شده و مصالح به مفاسد، و مفاسد به مصالح تبديل شده، يا در حكمت و عدل الاهى دگرگونى ناگهانى رخ داده است؟
اينگونه افكار گيجكننده، افراد را در يك حالت ترديد، در روند شريعت و اسلام قرار داد؛ بهگونهاى كه در همه چيز شك كردند، و از خود پرسيدند: چرا چنين فاجعهاى رخ داده است؟
اين بدان معنا نيست كه در اصل ديانت ترديد كرده باشند، بلكه در فهم دين و در شناخت روند شريعت دچار ترديد شدند؛ جز چند نفر كه از اوحديين بودند و ايمانى راسخ و قلبى مطمئن داشتند، لذا هرگز تكان نخوردند. آنان به خوبى مىدانستند كه دست منافقين، با راهنمايى شياطين جن و انس در كار است، و با نقشه از پيشطرح شده، اين عرصه وحشتناك را به وجود آوردهاند. وگرنه در ديانت و طريقه شريعت هيچ تغييرى رخ نداده و حقيقت-
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٤٨٧.