معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٧ - ٥«سماء»
القرآن يفسّر بعضُه بعضاً.
در اين زمينه رواياتى از بزرگان سلف بهويژه ائمه هدى در دست است كه «نقص الارض» را به «فقد العلماء» (از دست دادن دانشمندان) تفسير كردهاند.
علامه طبرسى پس از آن كه اقوال مختلفى را درباره آيه مىآورد، مىنويسد:
ثانيها: ننقصها بذهاب علمائها و فقهائها و خيار اهلها. عن عطا و مجاهد و البلخي. و روي نحو ذلك عن ابن عباس و سعيد بن جبير، و عن ابن ابي عبدالله- عليهالسلام- ....[١]
در جاى ديگر نيز آورده است:
و قيل: بموت العلماء. و روي ذلك عن ابي عبدالله- عليهالسلام-، قال: نقصانها ذهاب عالمها[٢].
طبق اين تفسير، نقصان زمين و ويرانى آبادىها، به از دست دادن دانشمندان بستگى دارد، زيرا آبادى زمين به علم و دانش بستگى داشته، و با رفتن دانشمندان و سايه افكندن جهل و نادانى، آبادانى نيز از دست مىرود.
علم و دانش مايه آبادى است، جهل و نادانى پايه هر ويرانى است.
اساساً خداوند، انسان را براى آباد كردن آفريده، لذا به او دانش آموخت، تا وسيله آبادى شود:
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ.[٣]
به انسان آموخت آنچه را كه نمىدانست.
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها.[٤]
او، شما را از زمين آفريد و به آبادى آن گماشت.
٥. «سماء»
در قرآن سماء (به لفظ مفرد) صد و بيست بار و به لفظ جمع: «سماوات» صد و نود بار آمده است. سماء در قرآن، به دو معنى استعمال شده است.
[١] . ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، مجمعالبيان فى تفسير القرآن، ج ٦، ص ٥٢.
[٢] . همان، ج ٧، ص ٨٩.
[٣] . علق، آيه ٥.
[٤] . هود، آيه ٦١.