معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٨ - ٥«سماء»
الف. جهت بالا: صرفاً جهت و سمت بالا مانند ساير جهات منظور است؛
نه چيز ديگر.
سماء، از ريشه «سمّو» به معناى «علّوا» (جهت بالا) گرفته شده است. مثل:
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها.[١]
وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها.[٢]
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ.[٣]
در اين آيات، صرفاً «جهت فوق» مقصود است و جايگاه مخصوصى مراد نيست.
ب. أجرام سماوى: چيزهايى كه با مشخّصات معين تحديد شدهاند و در بالا وجود دارند. اين معناى دوم بر تمامى كرات آسمانى و كهكشانها اطلاق مىشود، چون يك «سمائى» هستند و اصطلاحاً اسم محل بر حال گذاشته شده است. هر كره و هر ستاره و هر كهكشان، سماء است، به اعتبار آن كه در سماء (جهت فوقانى) واقع شده است.
اينك به دو مطلب اشاره مىكنيم:
١. جهت فوق، چه معنى دارد؟ در صورتى كه آسمان و هر آنچه در او است، به كره زمين محيط است و تمامى اطراف كره خاكى را فرا گرفته، صرفاً جهت فوق نيست.
٢. تعبير به «سبع سماوات» بر چه پايه است؟
الف. اما جهت فوقيت، صرفاً يك امر نسبى است. ساكنين زمين تمام آنچه را خارج از محيط زمين مشاهده مىكنند، بالاى سر خود مىبينند؛ بدون توجه به آن كه زمين و آسمان محيط به آن، كروى است و حالت احاطه دارد. صرفاً با همين احساس ظاهرى نظر مىدهند و گمان مىبرند آسمان و هر چه در او است، بالاى زمين قرار دارد.
اين كه انسانها هنگام دعا، دستهاى خود را رو به آسمان و به طرف بالا
[١] . رعد، آيه ١٧.
[٢] . نحل، آيه ٦٥.
[٣] . حجر، آيه ٢٢.