معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٣ - ج تأويلات اهل عرفان
چون تو يارى دارد؛ او كه در دو جهان تو را دارد، هرگز كى تو را بگذارد! عجب آن است كه او كه تو را دارد از همه زارتر مىگدازد. او كه نيافت به سبب نايافت مىزارد؛ او كه يافت بارى چرا مىگدازد.
|
در بر آن را كه چون تو يارى باشد |
گر ناله كند سياه كارى باشد |
|
وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ همان است كه گفت: وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ.[١]
رهبت و تقوى، دو مقام است از مقامات ترسندگان؛ و در جمله ترسندگان راه دين بر شش قسماند: تائبانند و عابدان و زاهدان و عالمان و عارفان و صدّيقان.
تايبان را خوف است؛ چنانكه گفت: يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ.[٢]
و عابدان را وَجَل: الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ.[٣]
و زاهدان را رهبت: يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً.[٤]
و عالمان را خشيت: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[٥]
و عارفان را اشفاق: إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ.[٦]
و صدّيقان را هيبت: وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ.[٧]
امّا خوف، ترس تائِبان و مبتديان است؛ حصار ايمان و ترياق و سلاح مؤمن. هركه را اين ترس نيست، او را ايمان نيست؛ كه ايمنى را روى نيست؛ و هر كه را هست، به قدر آن ترس ايمان است.
و وَجَل، ترس زندهدلان است كه ايشان را از غفلت رهايى دهد؛ و راه اخلاص بر ايشان گشاده گرداند و امل كوتاه كند؛ و چنانك وجل از خوف مِه است، رهبت از وَجَل مِه.[٨] اين رهبت عيش مرد بِبَرَد و او را از خلق بِبُرَد، و در جهان از جهان جدا كند. اين چنين ترسنده، همه نفس خود غرمت بيند؛ همه سخن خود شكايت بيند؛ همه كرد خود جنايت
[١] . بقره، آيات ٤١.
[٢] . نور، آيه ٣٧.
[٣] . حج، آيه ٣٥.
[٤] . انبياء، آيه ٩٠.
[٥] . فاطر، آيه ٢٨.
[٦] . مؤمنون، آيه ٥٧.
[٧] . آل عمران، آيه ٢٨.
[٨] .« مِه»- به كسر ميم- به معناى بزرگ در مقابل« كه» به معناى كوچك.