معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٢ - ج تأويلات اهل عرفان
در تفسير منسوب به ابن عربى، آمده است:
اين آيه، چون به واقعه خاصّى نظر دارد، تأويلپذير نيست؛ ولى اگر بخواهى تأويل آن را بدانى[١] مىتوان گفت: خطاب به «قواى روحانى» است؛ كه هرگاه از علوم نافعه بهرهاى برديد، خمس آن از آن خدا است؛ و آن، شهادت «أن لا إله الّا الله و أنّ محمداً رسول الله» به لحاظ «توحيد جمعى» و «رسول باطنى» است؛ و «ذوالقربى»، همان سرّ درونى است؛ و «يتامى»، حكمت نظرى و عملى است: يتيمان، نيروهاى كفر و مساكين، بيچارگان قواى نفسند، «ابن سبيل»، سالكانِ غريبِ طريقتند كه از سرزمين اصلى خود دور افتاده و در راه توحيد قدم گذاردهاند.[٢]
همانگونه كه گفتيم و در سخن ابن الصلاح گذشت، روشن است كه اينگونه تأويلات، بيشتر به دريافتهايى مىمانند؛ آن هم به صورت استشهاد نه استناد. لذا نمىتوان، آن را تفسير بهرأى يا تأويل باطل دانست؛ و الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ.
اين نمونهها، دريافتهايى از قرآن است و در آنها، از ملاكهاى عمومى خطاب بهره گرفته شده است. اساساً تفسير يا تأويل آيه بدين معنا كه مراد واقعى خداوند، تبيين باشد در كار نيست و لذا نمىتوان آن را تفسير به حساب آورد؛ چه رسد به تفسير بهرأى.
در اينگونه تأويلات، علاوه بر آنكه ضابطه و شروط تأويل رعايت شده و از راه پى بردن به ملاك عام آيه چنين برداشتهايى شده است، گونهاى بهرهگيرى از قرآن هم هست كه بيشتر به استشهاد مىماند تا استناد؛ همانند استشهاد به ضربالمثلها كه صرفاً تشبيه و تنظيرند، نه استناد و استدلال.
ميبدى هنگام تفسير آيه:
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ[٣]
مىگويد:
پير طريقت گفت: «الاهى! كار آن دارد كه با تو كارى دارد؛ يار آن دارد كه
[١] . يعنى فهم و دريافتى كه مىتوان از آيه به عمل آورد.
[٢] . تفسير ابن عربى، ج ٢، ج ١، ص ٤٧٧.
[٣] . بقره، آيه ٤٠.