معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٢٠ - ٢ احيا حق همگانى است
احياى زمين وظيفه طبيعى انسان است كه با سرشت وى سر و كار دارد.
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ.[١]
زمين را براى انتفاع عموم مردم نهاديم.
لذا، احياى زمين و بهرهگيرى از آن، حق طبيعى هر انسانى است، كه به حكم انسان بودن، اين استحقاق را دارد، و بدون جهت شرعى نمىتوان جلوى او را گرفت.
اين حق طبيعى شامل تمامى كسانى است كه در سايه حكومت عدل الاهى به زندگى مشروع خود ادامه مىدهند. خواه مسلمان باشند يا كافر، در پناه اسلام و هر انسانى كه اسلام، زندگى او را مشروع در داخل كشور اسلامى باشد يا خارج، در كشورهاى غير اسلامى طرف معاهده دولت اسلام.
در صحيحه محمد بن مسلم- درباره زمينهاى در دست يهود و نصارى- چنين آمده است:
و ايما قوم احيوا شيئاً من الأرض او عملوه فهم احق بها و هي لهم.[٢]
هر كه باشند، زمينى را كه آباد نمودهاند يا آن را ساختهاند، به آنان تعلق دارد.
در دو صحيحه ديگر محمد بن مسلم نيز همين تعبير وارد شده است.
در صحيحه فُضَلاء و صحيحه زراره و غيره[٣]، ادات موصول «مَنْ» تعبير شده است:
من احيي ارضاً مواتاً فهي له.
هر كس زمينى را احيا كند.
عموماً شامل هر انسانى يا گروهى كه حق حيات دارند مىشود.
در جواهر به همين تعميم تصريح فرموده است:
لظهور النص و الفتوي في كونه (الاحياء) سبباً شرعياً لحصول الملك مع حصول شرائطه التي منها الاذن ايضاً، سواء كان المحيي مسلماً ام كافراً.[٤]
[١] . الرحمن، آيه ١٠.
[٢] . وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٣٢٦، رقم ١، ٣ و ٤.
[٣] . همان، ص ٣٢٧، رقم ٥ و ٦ و ....
[٤] . جواهر الكلام، ج ٣٨، ص ١٣ و ج ٢١، ص ١٧١.