معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١٤ - قرآن و سخنوران عصر پيامبر
قرآن و سخنوران عصر پيامبر
اصولًا، عبارت و جملهبندىهاى قرآن بهگونهاى: روان، يكنواخت، هماهنگ و همساز تنظيم شده است. حروف و كلمات آن متناسب و همآوا و پيوسته به يكديگر، پيوند خوردهاند.
با اينكه قرآن كلام منثور[١] است، به كلام منظوم بيشتر شباهت دارد و با آنكه خطاب و عتاب است، به افسونگرى و سحرانگيزى بيشتر مىماند. بدين وصف، سبك نوينى در لغتنامه عرب به ارمغان آورد، و نظم و تأليف جديدى به جهانيان ارائه كرد و اعراب و جهانيان را به حيرت و شگفتى واداشت.
وليد بن مغيره- يكى از سران با نفوذ عصر جاهليت- براى اولين بار كه تلاوت قرآن را شنيد، گفت: آنچه كه فرزند ابى كبشه[٢] مىسرايد، مايه شگفت است. به خدا قسم نه شعر است و نه سحر و نه هذيانگويى! به درستى كه آن سخن خدا است! قريش را اين سخن ناخوش آمد، و او را سرزنش كردند كه چرا چنين گفتى و مسلمانان را چيرهتر ساختى؟ به آنان گفت: به خدا قسم روز گذشته سخنى از محمد (ص) شنيدم كه هرگز به سخن آدميان نمىآمد و پريان را چنين انديشهاى نشايد ...! به خدا قسم شيرين و دلپذير باشد و رويهاى زيبا در بر دارد ... بهدرستى كه بَرِ آن ثمربخش، و ريشه آن استوار است، از همه برتر مىباشد و چيزى برآن چيره نيايد ... پيش از موسم حج نزد وليد آمدند تا
چارهاى بيانديشند كه چه كنند تا عرب را از گرد او باز دارند؟
به آنان گفت: در باره سخن افسونگر او چه انديشيدهايد؟
گفتند: مىگوييم جادوگر است.
گفت: زمزمههاى جادوگران را شنيدهام، هرگز شباهتى به آن ندارد.
گفتند: مىگوييم ديوانه است.
[١] . يعنى پراكنده، در مقابل شعر كه سخنى پيوسته است.
[٢] . لقبى است كه مشركان به پيغمبر( ص) داده بودند. زيرا نام، مردى از قبيله خزاعه بود، و با بتپرستى مخالفت مىورزيد، لذا او را به وى نسبت مىدادند. گويند: او يكى از اجداد مادرى پيغمبر بود.( ابن اثير، نهايه، ج ٤، ص ١٤٤).