معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٣٦ - د بررسى آيات سهو النبى
ادا كند، و به فرداى قيامت نيفتد، سوادة بن قيس بلند شد و عرض حال كرد.
حضرت دستور داد، عصاى ممشوق را از خانه فاطمه- ع- آوردند، و
بهدست او داد تا قصاص كند، و دامن خود را بالا برد، در اين موقع، سواده خم شد و بدن مبارك حضرت را با لبان خود لمس كرد و گفت:
بابي انت و امي يا رسول الله- ص- أتاذن لي ان اضع فمي علي بطنك فاذن له. فقال سوادة: اعوذ بموضع القصاص من بطن رسول الله- ص- من النار يوم النار.
پيغمبر- ص- به او فرمود:
اى سوادة بن قيس، آيا عفو مىكنى يا قصاص؟ گفت: عفو مىكنم.
پيغمبر فرمود:
اللهم اعف عن سوادة بن قيس كما عفي عن نبيك محمد.[١]
اين افسانه كاملًا ساختگى است، زيرا با قواعد شرع تطابق ندارد. در شريعت اسلام، جنايت خطا و شبه عمد، قابل قصاص نيست، و هرگز پيغمبر- ص- به يك عمل خلاف قانون شرع، تن در نمىدهد، زيرا پيغمبر اسوه است، و نبايد هيچ عمل بدعتى روا دارد.
بهعلاوه، شخصى به نام سوادة بن قيس در تاريخ وجود ندارد. آنكه هست، شخصى به نام سواد بن غزيه انصارى است كه سواده هم به او گفته مىشد. ابن اسحاق روايت مىكند كه در جنگ بدر، پيغمبر اكرم صفوف را صفآرايى مىكرد و در دستش چوبدستى بود، و به آرايش صفوف مىپرداخت، چوبدستى به شكم سواده بن غزيه اصابت كرد و خراش برداشت. سواده گفت: رنجم دادى، بايد قصاص شوى. حضرت دامن بالا زد كه در اين موقع سواده خم شد و شكم حضرت را بوسيد. حضرت او را دعا كرد.
اين قصه را براى سواد بن عمرو هم آوردهاند و ابن حجر احتمال تعدد قصه را مىدهد.[٢]
[١] . امالى صدوق، مجلس ٩٢، حديث رقم ٦، صص ٥٦٨- ٥٦٧؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ١، ص ٢٣٥.
[٢] . الاصابه فى تمييز الصحابة، ج ٢، صص ٩٦- ٩٥، شماره ٣٥٨٢.