معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٩ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
متأسفانه اين تفسير به زبان عربى ايرانى نوشته شده و لذا براى ما مصرىها قابل فهم نيست.
اشتباه او در اين است، ما عربى ايرانى و مصرى نداريم. ولى چون بيان علامه سنگين است، پنداشته عربى ايران، غير از عربى مصرى است. بنابراين كوتاهى از ما است كه ما اين عربى ايرانى را- به گفته آن نويسنده مصرى- به عربى بينالمللى برگردانيم و ارائه بدهيم و اعلام كنيم كه اين علامه است و اين مطالب علامه.
من مثالهاى زيادى مىتوانم بزنم، زيرا روى تفسير الميزان بسيار زحمت كشيدهام. از باب نمونه مسألهاى در رابطه با تفسير بهرأى مطرح است كه تفسير بهرأى چيست؟ اين مسأله از هزار سال پيش تاكنون، مورد بحث علما بوده است. اكنون شاهد در اينجا است:
آيتالله العظمى خويى (رحمتالله عليه)، استاد محترم ما، در زمينه تفسير بهرأى، نظريهاى دارند و استاد بزرگوار، علامه طباطبايى هم نظريهاى دارند. اين دو بزرگوار هر دو شاگرد مرحوم محمدجواد بلاغى، صاحب تفسير آلاء الرحمن هستند؛ يعنى هر دو شاگرد يك مكتباند و تفسير قرآن را از يك استاد گرفتهاند، ولى در اين مسأله- تفسير بهرأى- دو ديدگاه دارند در مقابل يكديگر.
آقاى خويى مىفرمايد: اگر مفسر بر اساس ضوابط و اصول مقرره عقلائيه كه اصول محاورهاى نيز گفته مىشود و اصول لفظى يا اصول عقلايى نيز ناميده مىشود، از قرآن استنباط كند و بفهمد، اين تفسير بهرأى نيست، تفسير بهرأى، آن گاه است كه انسان از راه، وارد نشود و از غير طريق و مقررات عقلائيه بخواهد، مطالب قرآن را كشف كند. وقتى راه را كج برود و بر خلاف شيوه عقلا حركت كند، اين تفسير بهرأى است.
علامه طباطبايى مىفرمايد: قرآن در القاى مطالب و بيان مقاصد خود، شيوهاى غير از شيوه متعارف عقلا پيش گرفته است و لذا اگر كسى بخواهد، قرآن را با همين شيوه عقلايى و بر اساس همين اصول و مقررات معمول در