معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٧٣ - حديث ارتداد؟!
چه ظاهر و چه پنهان- يكسان و استوار است.
شواهد ارتداد به معناى ترديد
شاهد بر اينكه مقصود از «ارتداد» صرفاً جنبه ترديد و شك است؛ نه خروج از دين، اين امور است:
اولًا، روايات «ارتد الناس» كه به اين معنا تصريح دارد. مثلًا در روايت كشّى از ابوبكر حضرمى از امام باقر (ع) چنين آمده است:
ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ: سَلْمَانُ وَ أَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ. قَالَ: قُلْتُ: فَعَمَّارٌ؟ قَالَ: قَدْ كَانَ جَاضَ جَيْضَةً ثُمَّ رَجَعَ. ثُمَّ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْءٌ، فَالْمِقْدَادُ! فَأَمَّا سَلْمَانُ، فَإِنَّهُ عَرَضَ فِي قَلْبِهِ عَارِضٌ: أَنَّ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ- عَليهِ السَّلامْ- اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ، لَوْ تَكَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ الْأَرْضُ وَ هُوَ هَكَذَا فلبِّب و جئت عنقه حتي تركت كالسلقة فمرّ به اميرالمؤمنين (ع) بالسكوت و لم يكن ياخذه في الله لومة لائمٍ فابي الًا ان يتكلم فمر به عثمان فامر به ثم اناب الناس بعد فكان اول من اناب ابوساسان الانصاري و ابو عمرة و شتيره و كانوا سبصة فلم يكن يعرف حق اميرالمؤمنين (ع) الّا هؤلاء السبعة.[١]
جَاضَ جَيْضَةً به معناى نگرانى آزاردهنده از رخداد تكاندهنده است. حضرت سلمان نيز پيش خود انديشيد: چه شده كه مولا اميرمؤمنان با آن قدرت لايزالى، چنين آرام، تسليم پليدان شده است؟
خلاصه، همگان در حيرت شدند كه چرا چنين رخدادى پيش آمده، و هر يك به اندازه ظرفيت خود، دچار حالت ترديد شدند، جز مقداد كه با عزمى آهنين، همچنان استوار بماند.
مقصود از ترديد، درماندگى در فهم مصلحت الاهى است، لذا مرحوم ميرداماد، در شرح حديث فوق مىفرمايد:
لَمْ يُرَدْ بِه الرِّدَّةُ عَن الْإِسْلَامِ، إِنَّما مَعْنَاه التَّخَلُّفَ عَن بَعْض الْحُقُوقِ الْوَاجِبَة.[٢]
بلكه بايد گفت: ترديد در تكليف نسبت به چنين پيشآمدى است، كه اين
[١] . ابى جعفر محمد بن الحسن بن على الطوسى، اختيار معرفة الرجال، صص ٥٢- ٤٧.
[٢] . همان، با تعلقيه ميرداماد، ج ١، ص ٥١.