معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٩ - ب نسخ تمهيدى
أيها الناس إن آدم لم يلد عبدا و لا أمة و إن الناس كلهم أحرار ...[١]
هان اى مردم! آدم هرگز برده نزاييده، و همه افراد انسانها بدون استثنا آزادند و آزاد به دنيا آمدهاند.
اين را از آن جهت فرمود تا در تقسيم غنائم (دستاوردهاى نقدى) ميان همه، بهطور مساوى رفتار كند.
همينگونه بود كه در موقع تقسيم، به طلحه و زبير و مردى از انصار، هر كدام سه دينار عطا فرمود. سپس برده آزاده شده وى- كه اصالتاً از بنىاسرائيل بوده- آمد، به او هم سه دينار عطا فرمود. آن مرد انصارى اعتراض كرد كه
چگونه بين او و آزاد شده او فرق نمىگذارد؟
حضرت در جواب فرمود: در كتاب خدا نظر افكندم، دليلى بر برترى فرزندان اسماعيل (عرب آزاد آن روز) بر فرزندان اسحاق (قوم يهود كه اسير و برده شده بودند) نيافتم.[٢]
اسلام، راه برده شدن را از روز اول بست. بردگى از آنجا آغاز شد كه انسانهاى زورمند و زورگو، با انگيزه سلطهجويانه و استثمار مستضعفان، دست به چپاول و غارتگرى بيرحمانه زدند، و هر آنچه توانستند، بردند و دزديدند و ستم كردند. از جمله، دست تجاوز به حريم انسانيت دراز كرده، بخش عظيمى از انسانهاى بينوا و ناتوان را به بردگى گرفتند، نه تنها براى به كارگيرى، بلكه با فروش آنان، ثروتهاى كلانى به جيب ريختند، و رفته رفته يكى از تجارتهاى كلان جهانى شد.
معمولًا قبايل زورمند، به قبايل ناتوان يورش برده، كودكان و نوجوانان را- دختر و پسر- به اسارت گرفته و در بازارها، به طور آشكار مىفروختند. اين كار نه تنها نكوهش نمىشد، بلكه كاملًا متعارف و عادى تلقّى مىگرديد، و احياناً اگر صاحبان كودكان و نوجوانان، فرزندان خود را سراغ مىگرفتند، هرگونه حق اعتراض نداشتند و تنها از راه پرداختن «فداء» (بهاى برده اسير)، مىتوانستند، فرزندان خود را آزاد سازند و نزد خود باز گردانند.
[١] . محمد بن يعقوب الكلينى، روضة الكافى، ج ٨، ص ٦٢، رقم ٢٦.
[٢] . انى نظرت فى كتاب الله فلم اجد لوله اسماعيل على وله اسحاق فضلًا( همان).