معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥٠ - ١ سمرة بن جندب
ابن ابى الحديد، داستان پيشنهاد معاويه به سمره در مورد شأن نزول آياتى از
سوره بقره را به نقل از استادش ابوجعفر اسكافى چنين نقل مىكند: معاويه صد هزار درهم به سمره داد تا روايت كند آيه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ* وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ[١]، درباره مولاى متّقيان. و آيه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ[٢] درباره ابن ملجم نازل شده است. وقتى مبلغ به چهارصد هزار درهم رسيد، سمره چنين پيشنهادى را پذيرفت و لعنت ابدى را نصيب خود گردانيد.[٣]
سمره در مدت كوتاهى كه ولايت بصره را بر عهده داشت، حركاتى طاغوتمنشانه از خود بروز مىداد، مثلًا وقتى از سفرى باز گشته بود، و از محلّهاى كه بنى اسد سكونت داشتند، به تاخت عبور كرد، يكى از پيشقراولان او با نيزهاى كه در دست داشت به مردى كه از يكى از كوچهها بيرون مىآمد، طعنهاى با نيزه زد و او را نقش زمين ساخت، در همينحال كه مرد در خون خود مىغلتيد، سمره سر رسيد و پرسيد: چه شده است؟ وقتى گفتند: بر سر راه ما قرار داشت و او را با نيزه كنار زديم، سمره گفت: تا هشدارى باشد كه كسانى موقع حركت امير سر راه نباشد و مورد طعنه نيزههاى ما قرار نگيرند![٤]
عاقبت كار او به آنجا انجاميد كه در واقعه دلخراش كربلا، پست رياست پليس ابن زياد را بر عهده گرفت و مردم را براى قتال با فرزند پيامبر تشويق و تحريك كرد.[٥]
[١] . بقره، آيات ٢٠٥- ٢٠٤.
[٢] . بقره، آيه ٢٠٧.
[٣] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٤، صص ٧٨- ٧٣. ر. ك: محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٤٧.
[٤] . تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٣٧.
[٥] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٨.( روى احمد بن بشير عن مسعر بن كدام قال: كان سمرة بن جندب ايام مسير الحسين عليهالسلام الى الكوفة على شرطة عبيدالله زياد و كان يحرّض الناس على الخروج الى الحسين عليهالسلام و قتاله)