معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٤٦ - تعريف ابن حجر و گستره آن
عام به كار مىرود، مثلًا: اصاب امامين باقر و صادق (ع) يا اصحاب ابوحنيفه يا
احمد بن حنبل- صرفاً به كسانى كه آنان را مشاهده كرده يا اندكى ملاقاتى داشته يا بهعنوان مقلّد ملتزم دستورات فقهى آنان بودهاند، صحابى نمىگويند؛ مگر آنكه مدّتها ملتزم حضورش شوند و از علم و فقاهت و درايت آنان بهرهها ببرند و از كمالات معنوى و اخلاقى آنان اندوختههايى در خور فراهم آورند.
آيا فانوسكش يا دربان يا خَدَمه كه همواره حضور خدمت دارند، اما هيچ بهرهاى از علم و كمالات آنان در وجودشان راه نيافته، و در صدد هم نبودهاند، اصحاب شمرده مىشوند؟ آيا شتربان يا انباردار آن حضرت را كه هيچگاه در پى كسب معارف نبوى نبود يا شايستگى آن را نداشت، مىتوان جزء صحابه جليل شمرد؟
آرى! معاصران حضرت چند دستهاند:
١. افراد عادى كوچه و بازار، كه ايمان آورده، به نماز و جماعات حضور مىيافتند؛
٢. افراد آماده به خدمت بهعنوان سرباز يا ديگر مأموران نظام ادارى؛
٣. افراد خدمتگزار، در تأمين مايحتاج زندگى شخصى حضرت و خانوادهاش؛
٤. افراد ملازم حضور در هر مجلس و محفل براى كسب فيض و كمالات معنوى و اخلاقى، و بالا بردن سطح معلومات از طريق پرسش يا گوش دادن به كلمات آن حضرت.
حضرت عدّهاى را موظّف كرده بود تا روزانه نزدش حضور يابند. خودش آيات قرآن را ده آيه، ده آيه، مطرح مىفرمود و تلاوت، تفسير و نحوه استنباط فروع احكام از اصول و مبانى كتاب و سنت را به آنان مىآموخت. يعنى همواره در تربيت اين عدّه مىكوشيد تا افرادى شايسته و لايق، حافظ و قارى قرآن، مفسّر و شارح آيات و فقهايى كامل، از ميان آنان به وجود آورد، تا در آينده راهبران لايقى براى امّت باشند، و البته هر يك به اندازه لياقت و شايستگى خود، بهره مىبردند.[١] و سرآمد همه، مولا اميرمؤمنان (ع) بود، زيرا
[١] . در روايت از عبدالله بن مسعود، ر. ك: محمدهادى معرفت، تفسير و مفسران، ج ١، صص ١٦٣- ١٦٢. به نقل از: جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، صص ٣٠- ٢٧.