معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٢ - ترجمه قرآن، دقتها و ظرافتها
ذهن مخاطب، چون خيلى ساده است. زيد از خانه بيرون آمد. عمرو را ديد و با او همراه شد ... ببينيد كلام چنان منظم و مرتب انجام مىگيرد، نه حق تقديم داريم نه تأخير. اما در زبان عربى يك وقت مىبينيد براى اينكه حصر ايجاد بكند، بايد چه كارهايى بكند؛ زيرا تكيه به اعراب مىكند، و امثال اينها. جال چگونه ممكن است تحتاللفظى آن را برگردانى؟ اين نوع ترجمهها چون ترجمه تحتاللفظى است، يك قدرى فهمش براى خواننده مشكل است. لذا اينجور ترجمه درست نيست. يك نوع ترجمه هست، نيمه آزاد است. آزاد مطلق هم نيست، نيمه آزاد است يعنى كلام را تا آن مقدارى كه امكان دارد با روند اصل كلام پيش مىبرد، اما اگر ديد به يك جايى مىرسد كه ديگر فهم معنا ممكن نيست، جابهجا مىكند. وقتى جابهجا كرد، براى خواننده لغت فرع قابل فهم مىشود. توجه كرديد كه بعضى اوقات چون در لغت عرب برخى علايم هست كه معانى را افاده مىكند و آن علايم در لغت فرع نيست. مثلًا الف و لام گاهى جنس است، گاهى مفيد استغراق است. با يك الف و لام همه اين معانى را مىتواند بفهماند. با تنوين مىتواند يك معنى را فهماند. آن وقت اين در لغت فارسى نيست، وقتى نيست بايد اضافه كند. يك كلمهاى را اضافه كند گرچه بين دو قوس بگذارد. كه خواننده بفهمد اين توضيح است در واقع ترجمه نيمه آزاد مىشود، چون اگر ترجمه، آزاد آزاد شد، اين اصلًا به تفسير شبيه است و در واقع مطلبى را از قرآن گرفته و خودش تو قالب ديگرى مىريزد. و ديگر ترجمه حساب نمىشود. مثلًا كتاب تاريخ تمدن ويل دورانت را كه ترجمه كردند به فارسى يا به عربى. اينها مطلب از خودشان ننوشتند، عين عبارت آن است. چون اگر بخواهند آزاد بنويسند، يك كتاب ديگرى است، ترجمه نيست. بايد بگويند مطالبى نوشتيم متخذ از كتاب فلان، يعنى بگويند كه ويل دورانت در اين مسأله چنين مىگويد، آن وقت مطالعه مىكند حرف آن را، بعد خودش يك الفاظى مىآورد و در واقع نقل به معنا كرده است، در حالى كه ترجمه معنايش اين است كه شما عين عبارات او را دارى مىآورى، منتها به زبان ديگر. پس اگر هم در ترجمه در واقع نقل به معنا كرده، ما ترجيح مىدهيم