معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٣ - ترجمه قرآن، دقتها و ظرافتها
كه نيمه آزاد باشد. يعنى تا آنجا كه ممكن است با اصل كلام هم رديف باشد مگر جاهايى كه بدانيد براى خواننده زبان فرع ديگر قابل فهم نيست. آنجا اگر توضيح مىخواهد بدهد، اگر جابهجايى مىخواهد بدهد، اما خيلى بايد احتياط بكند.
بينات: حضرت استاد! به نظر شما مترجم بايد به لغت مقصد بيشتر تسلط داشته باشد يا لغت مبدأ و يا به هر دو؟ تا ترجمهاى بهتر عرض كند.
آيتالله معرفت: مطلب ديگرى كه من در ترجمه فكر مىكنم، بايد رعايت شود، اين است كه شخص مترجم بايد نسبت به لغت مترجماليه سطحش بالا باشد. نه مترجمعنه. يعنى لازم نيست كه در ادبيات عرب، سيبويه باشد، لكن در زبان مقصد بايد استاد باشد، چرا چون آن را افاده مىكند، امّا اگر زبان فارسىاش ضعيف باشد، حتماً نبايد ترجمه كند. زيرا مترجم بايد ورزيده باشد و تسلط كامل به زبان مقصد داشته باشد. ولى در لغت مبدأ تسلط در حدى لازم است و لازم نيست يك نويسنده عربى دقيق باشد. الان ما مىبينيم برخى قرآن را ترجمه فارسى كردند، ترجمههايشان هم خيلى عالى است، ولى اگر بخواهند يك سطر عربى بنويسند، بلد نيستند. معنايش اين است كه در ادبيات عرب قوى نيست. اينها از ادبيات فقط به اندازهاى مىدانند كه مىتوانند بفهمند. ولى اگر لغت مقصد را خوب نداند، نمىتواند جايگزين مناسب پيدا كند چون كلمه معادل مهم است و دقيقاً در لغت فرع و مقصد كلمات معادل وجود دارد و اين اطلاع ندارد، آن وقت يك كلمات غير معادل مىآورد و يا جملهبندى مىكند، كه اصلًا غرض متكلم از ريشه از بين مىرود. چون در لغت مقصد تسلط و احاطه ندارد.
بينات: جنابعالى نكات اساسى را درباره ترجمه بيان فرموديد، از جمله برخى خصوصيات زبان عربى كه در زبان فارسى قابل انعكاس نيست؛ لطفاً نمونههايى از اين مطلب را بيان بفرماييد.
آيتالله معرفت: ١. يكى از ويژگىهاى زبان عربى اين است كه اوصاف متتابعه كه در كلام مىآورد، اينها حكم دلايل را دارد. دلايل زنجيرهاى يكى از