اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٢٦ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
و از متابعت هوى و استجماع رأى و استعمال فكر در طلب چيزى و مداخلت كارى كه بتو توقع نكنند[١] تجنب و تحرز واجب دان، و از مزاح و هزل [و مجون] و سخن سخف[٢] در مجالس اخيار و ابرار و ارباب عقل و كياست بر حذر باش، و نفس خود را برذيلت[٣] سفاهت ملوث مدار، و همچنين احتراز و تحاشى نماى از احاديث نامنتظم ناوارد، و كلمات متنوع متلون كه گوئى: فلان كار چنين بود و بهمان چنان باشد. و غرض تو در آن نمط آن تصور افتد كه سخن [٢٠ ر] مضحك گوئى، و آن را از باب ظرافت و خوش سخنى شمارى، و كلام خود را سرمايه استهزا و استخفاف كنى، و نام طيبت بر آن نهى، چه اين طريقت زينت و شكوه و جمال و قدر مردم را ببرد. و در محافل و مجامع بهوان و مذلت سرايت كند و موجب حسرت و معقب ندامت گردد.
(٢١) اى پسر! هميشه بچشم خويش نظر بر اخيار و عقلا دار، و بگوش خود استماع و اصغاى كلام ايشان كن: و ذهن و ضمير خويش را، در قبول سخن و در اقتفاى سيرت[٤] و اقتدا بسنت ايشان، وقاد[٥] و صافى گردان و بدانكه اين معنى ترا در بلوغ خيرات، و تحصيل مرادات، و ادراك منافع و فوايد، بهتر معاونى، و نيكوتر معاضدى باشد. و هركس كه بر مناهج خيرات استمرار نمايد، و احسان و نيكوكارى را ملتزم باشد، از مزيد توفيق و موهبت معونت، محروم و بىنصيب نماند، كه گفتهاند: (المحسن معان)
[١]ص: دارد.
[٢]خ: سخيف.
[٣]ص: بر ذلت.
[٤]خ: افتفا بسيرت.
[٥]خ: ايشان كن و وقاد.