اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٢٩ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
و رد و دفع[١] نقض و اعتراض او بينديش، تا جواب معارضه و مناقضه [او] بفهم خويش از پيش آماده كرده باشى، و بر وفق[٢] اصابت رفته، و بمراد[٣] و مطلوب خود برسى و از هفوت و عثرت آمن توانى بود.
(بيت:)
قدّر لرجلك قبل الخطو موضعها
فمن علا زلقا عن غرّة زلجا
و بدانكه هيچ وسيلت ترا در استمالت مردمان و تألف قلوب ايشان و تقريب خواص و عوام بتدريج بمحبت و الفت تو چنان نيست كه باول متابعت ايشان واجب دانى، و خود را بكلى با تحرى[٤] مراضى ايشان دهى، و هواى مراد ايشان [٢٢ ر] را بر هواى مراد خود[٥] ايثار كنى، تا ايشان بر سبيل اقتداى بتو همين طريقت و سنت برزند[٦]، و از جانبين قواعد مصافات و مواخات تمهيد پذيرد. و هر وقت كه كسى با تو نزاعى كند، و در نجح مطلوب تو ابا نمايد، و ميل او بغير بغيت و خلاف ارادت تو باشد، تو نفس خود را بر اتباع عادت و لزوم طريقت او اكراه كن[٧]، و بتكلف و جهد متابعت او نماى، تا او را برفق و تدريج از رأى و عزيمت او بگردانى، و با سمت هوى[٨] و مراد خود آورى، و بمطلوب و مقصود خويش رسى، و عاقبت سعى و فضيلت رأى خويش محمود و منجح يابى. و با مردمان بخلاف طريقت و عادت ايشان مجالست و معاشرت مكن، و بر آنچه بالاى طاقت ايشان بماند[٩] و در استطاعت
[١]ص: آورد و دفع.
[٢]ص: رفق.
[٣]خ: بر مراد.
[٤]خ: يا بجزئى.
[٥]خ: و هوى و مراد خود را بر هوى و مراد ايشان.
[٦]خ: ورزند.
[٧]خ: مكن.
[٨]ص: هوا.
[٩]خ: نمايد.