اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٥ - الباب السادس و العشرون فى آفات الحسد و الحقد و العداوة
تَسُؤْهُمْ، وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها. وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا، لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً. ترجمه: منافقان را ميگويد: چون بشما رسند گويند كه ايمان آورديم، و چون با يكديگر خالى باشند از خشم خدا انگشت بدندان ميگزند. كه بميريد از خشم كه بر شما مستولى است، خدا آگاهست بآنچه در دلها و سينهها باشد. اگر نيكى بشما رسد ايشان را ناخوش آيد، و اگر رنجى بشما رسد شادمان شوند. و اگر صبر كنيد و بپرهيزيد، مكر ايشان شما را زيان ندارد، و بشما گزند نتواند رسانيد.
(٦) كاد الحسد ان يغلب القدر. انّ الحسد لياكل الحسنات كما تاكل النّار الحطب[١]. ترجمه: ميخواهد حسد كه بر تقديرى كه كردهاند غلبه كند، يعنى: آنچه تقدير ديگرى را باشد حاسد خود را خواهد[٢].
حسد حسنات را نيست كند چنانكه آتش هيزم را.
(٧) و قال: قال اللّه: الحاسد عدوّ لنعمتى، متسخّط لقضائى، غير راض بقسمتى الّتى قسمت بين عبادى. ترجمه: پيمبر گفت كه گفت خداى تعالى: حاسد [دشمن] نعمت من است، و از قضاى من خشم گرفته است، بقسمت من راضى نيست كه در بندگان خود كردهام.
(٨) و قال: انّ لنعم اللّه اعداءا. قيل: و من هم؟ قال: الّذين يحسدون على ما آتيهم اللّه من فضله. ترجمه: گفت: بحقيقت نعمتهاى
[١]مجموعه ورام ص ١٣.
[٢]اصل: خواهند.