اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٢١ - و من كلام الدعاة
(٣٥) من ابدى صفحته للحقّ هلك. من ترك قول: «لا أدرى» أصيبت مقاتله. ترجمه: هر كه روى در خصومت حق برهنه كند هلاك شود.
هر كه قول «لا ادرى» ترك كند هلاك شود.
(٣٦) من استبدّ برأيه هلك، من سلّ سيف البغى قتل به.
ترجمه: هر كه برأى خود مستبد بود هلاك شود. هر كه شمشير بغى بر كشد او را بآن كشند.
(٣٧) لا تكن خابط ليل و غثاء سيل. لا تنظر الى من قال، و انظر الى ما قال. ترجمه: خابط شب مباش چنانكه باشد، و خاشه سيل مباش، يعنى بىثبات. منگر بآنكه گفت، بآن نگر كه چه گفت.
(٣٨) ما عدا ممّا بدا. ما اسرف من اعترف. ترجمه: چه بگردانى بآنچه باول پديد آيد[١]. اسراف نكرده باشد در گناه كه اعتراف كرده باشد.
(٣٩) المدّة و ان طالت قصيرة، و الماضى للمقيم عبرة، و الميّت للحىّ عظة، و ليس لأمس عودة، و لا المرء من غد على ثقة. ترجمه:
مدت و اگرچه دراز شود كوتاهست، و گذشته آينده[٢] را سبب اعتبار، و مرده زنده [را] پند دهنده، و دى باز نيايد، و بر فردا اعتماد نيست.
(٤٠) نفس المرء خطاه الى اجله. انّما اهل الدّنيا كصحيفة، كلّما نشر بعضها طوى بعضها. ترجمه: نفس مردم گامهاى اوست باجل.
[١]متن و ترجمه آغاز اين بند درست نمىنمايد.
[٢]اصل: و آينده.