اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٨٩ - من كلام الحكماء و الدعاة
پدران كرده باشد. و استحقاق تقدم بر غير نبود او را.
(٢٤) سئل عالم، من السّيّد؟ فقال: الذّليل فى نفسه، الاحمق فى ماله، المعنىّ[١] بامر قومه، النّاظر للعامّة. و قد يقال: انّ هذا الكلام من الاخبار النّبوية. ترجمه: از عالمى پرسيدند كه: سيد كيست؟ گفت:
آنكه متواضع باشد بنفس خود، و احمق نمايد در مال، يعنى در جمع آن زيركى نبرزد، و غمخوار كار قوم باشد، و با همه كس نيكويى كند. و اين سخن در اخبار [پيامبر] نيز بياوردهاند.
(٢٥) من طلب الرّياسة صبر على مضض[٢] السّياسة. ترجمه:
هر كه رياست طلب كند او را بر رنج سياست و تدبير صبر بايد كرد.
(٢٦) سئل بعضهم: بم ينتقم الانسان من عدوّه؟ قال: بان يزداد فضلا فى نفسه. ترجمه: از بزرگى پرسيدند كه: مردم بچه از دشمن انتقام كشد؟ گفت: بآنكه خود فاضلتر شود، تا دشمن او ازو باز پس ماند و مقهور گردد.
(٢٧) الحرّ يرتفع بجميع من عرفه، و النّذل يرتفع بنفسه.
ترجمه: آزاد مرد چون مرتفع شود آشنايان را با خود در رفعت شركت دهد، و فرومايه تنها مرتفع گردد.
[١]اصل: المغشى.
[٢]اصل: امضض.