اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٣٩ - الباب الاربعون فى الحكايات و النوادر و النكت و النصايح
الباب الاربعون فى الحكايات و النوادر و النّكت و النّصايح
الآيات- (١)لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ترجمه:
بحقيقت در قصههاى گذشتگان اعتبار عاقلان باشد.
(٢)وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا، فَانْسَلَخَ مِنْها، فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ. وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها، وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ، وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ، إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ، أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا، فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. ترجمه: بر ايشان خوان خبر آن مردى كه ما آيات خود را باو داده بوديم، پس از آن آيات بيرون آمد، چون چيزى كه از پوست بيرون آيد، و ديوان از پس او فرا شد [ند]، تا از جمله گمراهان گشت. و اگر ما خواستيمى او را بآن آيات بلند گردانيديمى، و ليكن او در زمين اقامت خواست، و متابعت هواى نفس كرد. پس مثل او چون مثل سگست كه اگر برو حمله كنى زبان بيرون كند، و اگر دست ازو باز دارى همچنان كند. اينست مثل كسانى كه آيات ما باور نداشتند، بر ايشان خوان اين حكايات، تا انديشه كنند. درين اهل تفسير گويند [مراد] بلعام با عورست.