اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٤ - الباب الخامس عشر فى مذمة الدنيا
آن را از ابر فرو فرستاديم، تا با نبات زمين بياميخت از آنچه مردم و چهارپاى بخورد، و زمين آرايش و زينت گرفت بدان، و خداوندان زمينها پندارند كه آن كشتها بايشان خواهد رسيد ناگاه فرمان بآن رسد بشب يا بروز، آن را مانند كشت دروده كند كه گويى دمى بود. چنان آيات روشن ميكنيم كسانى را كه تفكر كنند.
(٣)وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ، فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ، فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ. وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً. ترجمه: بزن براى ايشان مثل زندگانى اين جهان مانند آبى كه از آسمان فرو فرستيم آن را، تا [با] نبات زمين بياميزد، و بعد از آن گياه ريزه خشك شود كه باد آن را مىكالد. و خداى بر همه چيزى قادر است.
(٤)أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ، فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ، كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً، وَ أَثارُوا الْأَرْضَ، وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها. ترجمه: نميروند در زمين، تا بنگرند كه عاقبت آنانكه پيش ازيشان بودند چگونه شد، چه ايشان پيش قوت ازيشان بيش داشتند، و زمين را بشورانيدند، و عمارت كردند پيش از آنكه ايشان عمارت ميكنند.
(٥) انّ اللّه لم يخلق خلقا ابغض اليه من الدّنيا: و انّه منذ خلقها لم ينظر اليها. ترجمه: خدا نيافريد هيچ خلق بنزديك او دشمن داشتهتر از دنيا، و تا دنيا را بيافريد نظر برو نيفكند.