اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٣ - الباب الثانى و العشرون فى فوائد الصمت و حفظ اللسان
ترجمه: بسيار خنده كردن دل بميراند. و هر كه بسيار گويد خطاى او بسيار بود، و هر كه خطا بسيار كند گناه او بسيار بود، و هر كه گناه او بسيار بود بدوزخ اولى بود.
(٢١) راى ابن مسعود على الصّفا يقول: يا لسانى! قل خيرا تغنم، و اصمت تسلم من قبل ان تندم. قيل له: هذا شيىء تقوله او سمعته من النّبى؟ قال: لا، بل سمعته، عليه السّلام، يقول: انّ اكثر خطايا ابن آدم من لسانه[١]. ترجمه: عبد اللّه مسعود را ديدند بر كوه صفا ميگفت:
اى زبان خير گوى تا غنيمت يابى، يا خاموش[٢] باش تا سلامت يابى پيش از آنكه پشيمان شوى. گفتند: اين از خود ميگويى يا از پيغمبر شنيدهاى؟ گفت: از پيغمبر شنيدهام كه: بيشتر گناههاى فرزند آدم از زبان او باشد.
(٢٢) افضل العبادة الصّمت، و انتظار الفرج. هانت عليه نفسه من امر عليه لسانه. ترجمه: بهترين عبادتها خاموشى[٣] بود، و انتظار فرج داشتن. نفس آنكس برو خوار بود كه زبانش برو مسلط باشد.
(٢٣) لسان المرء من خدم عقله. قلب الاحمق فى لسانه، و لسان العاقل فى قلبه[٤]. ترجمه: زبان مردم از خادمان عقل است. دل احمق در زبانش بود، و زبان عاقل در دلش.
(٢٤) لسان العاقل وراء قلبه، و قلب الاحمق وراء لسانه[٤].
[١]همانجا با اندكى اختلاف.
[٢]اصل: سلامت يابى يا خواموش.
[٣]اصل:
خواموشى.
[٤]نهج ٣: ١٦١.