اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٩ - من كلام الحكماء و الدعاة، روى لمولانا على عليه السلام، و هو الاصح
پس اقتدا بسلف صالح خود، و بآن جماعت كه بنفوس خود با امام خود مواسات كردند، در وقتى كه تيرها بهم در شده بود، و مرگها منتظر تقدير ايستاده، و فرمان شمشيرها در تنها روان، كه آنان كه در طف كربلا بودند از آل هاشم صبر كردند، و بصبر فرمودن سنت كريمان گردانيدند. اگر ايشان با امام خود مواسات كردند در ميان كارزار بر هول مرگ، و جانها ميان گردن و گلو ايستاده بود، چرا شما با امام خود مواسات نمىكنيد با آنچه شما را بدان دعوت مىكنند از عزّ بلند در دنيا و فوز بنعيم. و اللّه ولى التوفيق.
من كلام الحكماء و الدعاة، روى لمولانا على عليه السّلام، و هو الاصّح
(٢٥) الجهاد على اربع شعب: امر بالمعروف، و نهى عن المنكر، و صدق فى المواطن، و شنآن المنافقين. ترجمه: جهاد بر چهار شعبه است: فرمودن به نيكى، و نهى عن المنكر، و راست گفتن در همه جاى، و دشمن داشتن منافقان را.
(٢٦) لو افردت من جميع النّاس، لجاهدت اهل الباطل فى اللّه حقّ جهاده، حتّى ابلغ من نفسى عذرا، او اقتل مقبلا. ترجمه: اگر مرا از همه مردمان تنها باز كنند، جهاد كنم با اهل باطل در راه خدا، تا آنگاه كه عذر خود ظاهر كنم، يا مرا بكشند.
(٢٧) لن يستغنى الملوك عن مقاتل يقاتل معه، و عن موئل يرجع اليه.
و خير الملوك من كان المقاتلون معه متّفقين، و الموئل الّذى يرجع اليه هو الحق.
ترجمه: هيچ پادشاه مستغنى نباشد از مقاتلى كه با او كارزار كند، و از مأمنى كه با آنجا ميگردد. و بهترين پادشاهان كسى بود كه مقاتلان او متفق باشند، و مرجع او با حق.
(٢٨) و قيل لبعض الملوك إنّما هو سيفك و درهمك، فازرع بهذا من شكرك