اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٢ - الباب السابع عشر فى معائب جمع المال
(٢١) و احجبنى السّرف و الازدياد، و قوّنى بالبذل و الاقتصاد! ترجمه: هم در دعاى خود ميفرمايد كه: مرا از اسراف و طلب زيادت بازدار، و بر بخشش و ميانه زيستن بدار!
(٢٢) اذا توهّمتم احتيالنا على كسب الاموال، و الرّغبة فى الدّنيا، فاستيقنوا فساد ذلك، و [نحن لا نرغب فيها، لانّكم ترون] زهدنا فيها، بما بذلنا انفسنا لنصر دين اللّه فى الحرّ و القرّ و الحلّ و التّرحال[١] باقاصى الرّمال مرّة، و شواهق الجبال تارة، و مضالّ القفار آونة، مخلفا بيوت الاموال و الجواهر، و نفيس الذّخائر، و آخر متغرّبا عن دار الملك و مستقرّ العزّ. ترجمه: چون در خاطر شما آيد كه مگر حيلتى ميكنيم تا مالى بدست آريم، يا بدنيا رغبتى داريم، يقين بدانيد كه آن انديشه تباه است، و ما را بآن رغبتى نيست، چه مىبينيد كه نفس بذل ميكنيم در نصرت دين خدا در سرما و گرما، و فرود آمدن و برگرفتن، در كنار كهستانها[٢] يكبار، و در كوههاى بلند يكبار، و در بيابانهاى گمراه كننده وقتى، و بيت المال [و] جواهر و ذخاير بگذاشتهايم، و از دار الملك و مقر عز غربت اختيار كرده.
[١]اصل: الرحال.
[٢]بايد «ريگستانها» باشد تا با «الرمال» كه در متن آمده سازگار آيد.