اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٥ - الباب الخامس عشر فى مذمة الدنيا
(٦) لو كانت الدّنيا تزن عند اللّه جناح بعوضة فما سقى كافرا شربة ماء. ترجمه: اگر دنيا بنزديك خدا در مقابل بال پشهاى آمدى، كافرى را شربتى آب ندادى.
(٧) قيل لعيسى عليه السّلام: لا تتّخذنّ الدّنيا ربّا، فيتّخذك الدّنيا عبدا. ترجمه: عيسى عليه السلام گفت: دنيا را بخداوند [ى] مگير تا تو را به بند [گى] نگيرد.
(٨) و قيل لنوح: يا اطول الانبياء عمرا! كيف وجدت الدّنيا؟
قال: كدار لها بابان، دخلت من احدهما و خرجت من الآخر.
ترجمه: از نوح پرسيدند كه دراز عمرترين پيغمبران تويى، دنيا را چگونه يافتى؟ گفت: چون سرايى كه او را دو در باشد، از يكى درآمدم و از ديگرى بيرون شدم.
(٩) و مرّ موسى برجل و هو يبكى، و رجع [و] هو يبكى، فقال موسى: يا ربّ! عبدك يبكى من مخافتك. فقال: يا ابن عمران! لو نزل[١] دماغه مع دموع عينيه، و رفع يديه [حتّى] تسقطا لم اغفر له، و هو يحبّ الدّنيا. ترجمه: موسى عليه السلام بمردى بگذشت كه ميگريست، و چون مراجعت كرد هم گريان ديد، گفت: خدايا! اين بنده تو از خوف تو ميگريد.
[١]اصل: ترك.