اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤١٢ - من كلام الحكماء و الدعاة
و قالت التّرك: حيوة المحسن بعد وفاته اصفى، و ذكره على الافواه احلى. فامّا المسىء فهو ميّت فى جلباب الحىّ، فاذا مات فاح نتنه، و جاش[١] حديثه. ترجمه: يونان گفتند: نيست نباشد كسى كه او را اثرى باقى باشد بنيكى. و فرس گفت: نيكوكار دراز عمر بود ببقاى ذكر خير او. و هندوان گفتند: صاحب نيكويى هميشه زنده بود اگر [چه] در منازل مردگان باشد، و بدكردار مرده بود اگرچه بر تخت زندگانى مربع نشسته باشد. و عرب گفتند: ثنا جاويدى است، نمىبينى كه شاعر ايشان ميگويد: و مانند جاويدى باشد بنزديك من آنكه بميرم و سزاوار ملامت نشده باشم. و ترك گفتند: حيات نيكوكار بعد از مرگ صافىتر بود، و ذكر او بر دهنها شيرينتر. اما بدكردار تا كه در چادر زندگيست مرده است، و چون بميرد بوى ناخوش او بدمد، و حديث او مانند مردار دم گيرد، يعنى ذكر بد او در ميان اهل عالم بعد ازو ببدى باقى بماند.
شعر:
شرّ المواهب ما تجود به
من غير محمدة و لا اجر
ارى النّاس أحدوثة
فكونى حديثا حسن
كان لم يزل ما اتى
و ما قد قضى لم يكن
[١]اصل حاس.