اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٣٥ - الباب الحادى و الثلثون فى الشجاعة و النجدة و ثبات القدم
قوت ده و اگر ختم كار او بر سعادت شهادت خواهد بود، بعد از آن كن كه دشمن را بقتل نيست كرده باشد!
(٢٢) امر اللّه بالثّبات عند اللّقاء، و الصّبر، و الطّاعة لولىّ الامر، و ترك التّنازع و ذكر اللّه. و وعد من فعل ذلك ان يكون معه، و من كان معه فلا غالب له. ترجمه: خدا بثبات فرمود در جنگ، و صبر و طاعت خداوندگار، و ترك تنازع، و ياد خدا كردن. و وعده داد كسى را كه چنين كند بدانكه خدا با او باشد، و هر كه خدا با او بود برو غلبه نكنند.
(٢٣) تثبّتوا! تسلموا. و لا تعجلوا! فتندموا. ترجمه: ثبات نماييد! تا سلامت يابيد. و تعجيل مكنيد! كه پشيمان شويد.
(٢٤) انواع الشّجاعة خمسة: سبعيّة، كمن اقدم لثوران غضبه و بهيميّة، كمن اقدم فى طلب مشتهاه و تجربيّة، كمن حارب مرارا، فظفر، فاقدم وثوقا بالظّفر و جهاديّة، كمن اقدم ذبّا عن الدّين و حكميّة، و هى ما يكون على الوجه الّذى ينبغى، متوسّطا بين طرفى الافراط و التّفريط. ترجمه: انواع شجاعت پنجست:
سبعى، چنانكه كسى در جوشش غضب اقدام نمايد و بهيمى چنانكه كسى در طلب شهوت اقدام كند و تجربى چنانكه كسى بارها تجربه كرده باشد، و ظفر يافته، پس اعتماد كند بر آن، و اقدام كند و جهادى، چنانكه كسى بجهت دفع دشمنان از دين اقدام كند و حكمى، و آن چنان بود كه بر وجهى كه بايد اقدام كند، نه آميخته بتهور، و نه مايل ببددلى، بل ميان هردو.