اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٩ - الباب الثالث و العشرون فى مضرة هفوات اللسان
آن حال كه مردار باشد! و شما او را بكراهيت داريد ازو، يعنى: غيبت همين حكم دارد، و از خدا بترسيد! كه خدا آمرزنده و رحمت كننده است.
(٢)إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ، وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ، وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً، وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ. ترجمه: سخن دروغ بزبانها فراميگيريد، و بدهانها ميگوييد آنچه نميدانيد، و مىپنداريد كه آن سهل باشد، و بنزديك خداى گناهى عظيم است.
(٣)وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً، ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً، فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. ترجمه: هر كه خطايى يا گناهى كند، و آن را حواله با بىگناهى كند، گناهى بزرگ و بزهى روشن تحمل كرده باشد.
(٤) البلاء موكّل بالمنطق. و من وقى شرّ قبقبه و ذبذبه و لقلقه فقد وقى من كلّ شرّ[١]. ترجمه: بلا موكل است بر سخن گفتن. هر كرا از شر شكم و فرج و زبان نگاه دارند، از همه شرها نگاه داشته باشند.
(٥) اعظم النّاس خطايا يوم القيمة اكثرهم خوضا فى الباطل.
ترجمه: بزرگترين گناهكاران روز قيامت كسانى باشند كه در باطل خوض بيشتر كرده باشند.
(٦) لا تكونوا عيّابين و لا مدّاحين و لا طعّانين و لا متماوتين[٢]!
[١]مجموعه ورام ص ٩٣ نيز بند ١٣ باب ٣٢ همين كتاب ما
[٢]متماوت كسى كه خود را پارسا و پرهيزگار مينمايد و در شمار مردگان ميآورد. (قاموس)