اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٥٠ - الباب الرابع و العشرون فى حسن الخلق و مكارم الاخلاق
(٨) انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق. لن تسعوا النّاس باموالكم فسعوهم باخلاقكم! ترجمه: مرا فرستادهاند تا مكارم اخلاق باتمام رسانم، و آن را بكمال برم. شما نتوانيد كه با مردمان بمالها نيكوئى كنيد، پس بايشان نيكويى كنيد باخلاق خويش!
(٩) لا تجلسوا على ظهور الطّرق، فان ابيتم فغضّوا الابصار، و ردّوا السّلام، و اهدوا الضّالة، و اعينوا الضّعيف! ترجمه: بر راهها منشينيد، اگر لابد خواهيد نشست چشم نگاه داريد، و جواب سلام دهيد، و گمراه را راه نماييد، و ضعيفان را يارى كنيد!
(١٠) انّ اللّه جواد، يحبّ معالى الاخلاق، و يكره سفسافها.
ترجمه: خداى جواد است، و جوانمرد را دوست دارد، و خويهاى لئيم و دنى را دشمن دارد[١].
(١١) انّ للّه[٢] وجوها من خلقه لحوائج النّاس، يرغبون فى الاجر، يعدّون الجود مجدا. و اللّه يحبّ مكارم الاخلاق. ترجمه:
خداى را رويهايى است از خلق، يعنى: مردانى كه براى برآوردن حاجات باشند، رغبت كنند در مزد[٣]، و جوانمردى را از بزرگوارى شمرند. و خدا مكارم اخلاق را دوست دارد.
(١٢) من رغب فى المكارم عفّ عن المحارم. فى سعة الاخلاق
[١]ترجمه با متن چندان سازگار نمىنمايد.
[٢]اصل: اللّه.
[٣]اصل: و مزد.