اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١٢ - الباب العشرون فى الامانة و الاحتراز من الخيانة
(٥) الامانة تجرّ الرّزق، و الخيانة تجرّ الفقر. ترجمه: امانت روزى كشد، و خيانت درويشى گشاد گرداند.
(٦) الامانة غنى، المجالس بالامانات. ترجمه: امانت توانگرى باشد، مجلسها بامانت بود.
(٧) على اليد ما اخذت حتّى تردّها. الغلول من جمر جهنّم.
ترجمه: بر دست بود آنچه فرا گيرد، تا باز رساند. خيانت در غنيمت از آتش دوزخ است.
(٨) ما خالطت الصّدقة مالا الّا اهلكه، انّ اوّل ما تفقدون من دينكم الامانة. ترجمه: صدقه با هيچ مال نياميزد الا كه آن را نيست كند، اول چيزى كه از دين خويش گم كنند امانت بود.
(٩) شرّ المآكل مال اليتيم، و شرّ المكاسب كسب الرّبا.
عزّ المؤمن استغناؤه عن النّاس. ترجمه: بدترين خورشها مال يتيم بود، و بدترين كسبها كسب ربا. عزت مؤمن در بىنيازى او بود از مردمان.
(١٠) انّ اشقى الاشقياء من اجتمع عليه فقر الدّنيا و عذاب الآخرة.
ترجمه: بدبختترين بدبختان كسى باشد كه بدنيا درويش بود، و بآخرت معذب، يعنى: با درويشى خاين بود و بىدين.
(١١) يبعث شاهد الزّور يوم القيمة مدلعا لسانه فى النّار. الحلف حنث او ندم. ترجمه: گواه دروغ زن را روز قيامت برانگيرند زبان بيرون