اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٣٨ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
گفتم در قوت رأى و متانت خرد و زينت و شكوه كار تو منافع ظاهر و فوايد وافر نمايد.
(بيت:)[١]
تا توانى مجوى جاى كسى
كه بپايه ز تو بلندتر است
بكلاه كيان مدار اميد
كه همه بيم مرگ و درد سر است
طلب آن خطر چه بايد كرد
كه ازو جان و مال بر[٢] خطر است
و چون در مجلسى از غير تو سخنى پرسند، و نشانه سؤال، ديگرى باشد، بر مسؤل در رد [سخن] سبقت مجوى، و در جواب مبادرت منماى، چنانكه از غايت حرص بر كلام، و فرط و لوع بجواب، پندارى غنيمتى[٣] يافتهاى، يا نجح مطلوب و غرضى ديدهاى كه درين باب مسؤل حقير و خوار داشته باشى، و در كارى كه غير تو صاحب عهده جواب آنست سائل را بر اعتراض و تتبع خود حث و بعث كرده، كالباحث عن حتفه بظلفه، و بفضولى خود را در عشوه و عقيلهاى[٤] كه نهايت عهده و مخلص آن ندانى افكنده.
(بيت:)
فايّاك و الامر الّذى ان توسّعت
موارده ضاقت عليك [٢٨ ر] المصادر
[١]خ: شعر.
[٢]خ: پر.
[٣]خ: قيمتى.
[٤]خ: عقبه.