اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٠٨ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
جايز مدان، و در دقيق و جليل امور، و اتّباع و استعمال محاسن، و ترك و اجتناب مساوى آن، نظر صائب و فكر صافى لازم شمار! تا صغاير آن سيئات كباير نشود، و كباير آن شيّع[١] و مشهور نگردد، كه آنگاه دو خصلت نكوهيده و دو حالت مذموم منكر مجتمع شوند: يكى آنكه حسنات اندك متفرق و ناچيز[٢] گردد، و ديگر آنكه سيئات بسيار از حد تلافى و تدارك تجاوز يابد.
(٩) اى پسر! زبان خود را راست[٣] گوئى عادت كن[٤]، و بر آن صبر و ثبات نماى، تا ترا ملكه گردد، و نفس تو بآن آرام گيرد، و تو معدن صدق و سداد گردى، و بآن اعتبار[٥] كنى، [چنانچه] صدق[٦] را اگرچه بمضرت تو سرايت [٨ پ] خواهد كرد بر كذبى كه بمنفعت تو راجع باشد اختيار كنى.
بيت:
راست گو اى نگار مردم چشم
در نسيم رضا و آتش خشم
[و] از سوگند خوردن بسيار و ايمان متواتر حذر نماى، و احتراز واجب شناس، كه كثرت سوگند بدين و دنياى تو زيان دارد، و ترك آن مظنه نقصان نباشد، و هر وقت كه بر اين طريقت استمرار نمائى، و اين عادات را مستعمل و متداول دارى، امور تو مستقيم و منتظم ماند[٧] و در چشم مردمان عزيز و موقر گردى، و قدر و وقع تو بيفزايد، و نزديك همگنان بصدق[٨] قول و حكم[٩] محمود معروف و موصوف باشى، و موثوق و مأمون گردى، تا سخن تو را استماع نمايند. [و] اگر وقتى
[١]خ: شنيع.
[٢]ص: تاخير.
[٣]خ: براست.
[٤]خ: ده
[٥]خ: اعتياد.
[٦]خ: صدقى.
[٧]خ: گردد.
[٨]خ: و بزرگ همگنان گردى و بصدق.
[٩]خ: خلق.