اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٥ - من كلام الحكماء و الدعاة
(٣١) ليكن ثقتك باللّه جلّ اسمه اقوى من ثقتك بغيره، و اذكر نعمته عليك اذ اغناك عمّن لو استعنته لم تغن عنك شيئا. ترجمه:
بايد كه اعتماد تو بر خداى تعالى بيشتر بود از اعتماد تو بر غير او! و ياد كن[١] نعمت او بر تو! كه تو را بىنياز كرد از كسانى كه اگر ازيشان استعانت كنى، هيچ از تو باز ندارند.
(٣٢) الحريص ان وجد لم يسترح، و ان استفاد لم ينفق، فيجتمع فى الحريص التّعب و الشّره و البخل. ترجمه: حريص اگر مال يابد راحت نيابد، و اگر چيزى بدست آرد خرج نكند، پس در حريص رنج و شره و بخل باشد[٢].
(٣٣) من خضع لغنىّ فوضع[٣] نفسه عنده طمعا فيه، فيذهب ثلثا مروّته. ترجمه: هر كه توانگرى را خضوع كند و تواضع نمايد بجهت طمعى باو، دو بهر از مروت او رفته باشد.
(٣٤) و شكا رجل الى بعضهم حاجة و بكى، فقال له: و اللّه ما الدّنيا كلّها عوضا من بكائك، هب الجوع نوعا من انواع المرض الّذى يموت منها الانسان، فمت! ترجمه: مردى با بزرگى از حاجتى و درويشى شكايت ميكرد و بگريست، آن بزرگ گفت: و اللّه كه اين دنيا همه عوض
[١]اصل: كرد.
[٢]اين بند با ترجمه پس از اين هم خواهد آمد (باب ٣٠ بند ٣٩).
[٣]اصل: موضع.