اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٢ - من كلام الحكماء و الدعاة
من الخير، و لا يخلوا العالم ممّن انعم اللّه عليه. ترجمه: از حكيمى پرسيدند كه چرا حاسدان پيوسته اندوهگين باشند؟ گفت: زيرا كه ايشان اندوه نه تنها بر رنجى برند كه بايشان رسد، بلكه بهر چيزى كه بمردمان رسد اندوهگين[١] شوند، و هرگز عالم از اهل خير و نعمت خالى نبود.
(٣٢) و سئل حكيم اىّ شىء اعون للحسود على ترك الحسد؟
فقال: ان يعلم انّ ذلك اذى يحمّله على نفسه، و انّه لا حجّة له فى نقله نعمة عن موضعها، و انّه لا ينتقص بحسده الّا نفسه. قيل:
فهل يقدر الحاسد ان يضرّ بالمحسود؟ قال: كيف يقدر على ذلك، و هو لا يصل الى ذلك الّا بشرّ يصل الى نفسه، و ان زالت نعمة المحسود لم يصل اليه. ترجمه: از حكيمى پرسيدند كه چه چيز حسود را يارى بيش دهد بر ترك حسد؟ گفت: آنكه بداند كه حسد رنجى است كه او تحمل آن ميكند و بخود ميرساند كه بىفايده [است]، و او را بر زايل كردن نعمتى از اهل آن هيچ دست و حجت نخواهد بود، و بحسد او نقصان جز بنفس او راه نخواهد يافت. گفتند: حاسد تواند كه بآنكس كه برو حسد ميبرد رنجى رساند؟ گفت:
چگونه تواند، كه او با دل رنج بخود ميرساند، و محسود بىخبر، و اگر نعمت از محسود زايل شود او را سودى نخواهد داشت. يعنى: در همه احوال حاسد را رنج خواهد بود بىراحت.
[١]اصل: اندوهگين.