اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢٣ - من كلام الحكماء و الدعاة
(٢٤) المتوكّلون يجرى ارزاقهم على ايدى العباد بلا تعب منهم، و غيرهم مشغولون مكدودون. ترجمه: روزى متوكلان بر دست بندگان خدا بايشان ميرساند بىرنجى. و ديگر مردمان مشغول و رنجور مىباشند.
(٢٥) و قال بعضهم: لا ابالى اصبحت غنيّا او فقيرا، فلا ادرى ايّهما خير لى. ترجمه: از بزرگان گفتهاند: من باك ندارم كه توانگر باشم يا درويش، كه من ندانم كه كدام بهتر است.
(٢٦) التّوكّل على التّجربة شكّ. فقيل لقائله[١]: فما الحيلة؟
قال: الحيلة ترك الحيلة. ترجمه: يكى ازيشان گفت: توكل كردن بر تجربه [شك] باشد. گفتند: پس حيلت [چيست؟ گفت: حيلت] آنست كه ترك حيلت كنى، چه توكل خود عين ترك تدبير و حيلت باشد.
(٢٧) فى الوحى القديم: انّ الرّب قال: منّى الدّاء، و منّى الدّ [و] اء و الشّفاء. فسأله نبىّ من انبيائه: فما يصنع الاطبّاء؟ قال:
يأكلون ارزاقهم، و يطيّبون نفوس عبادى، حتّى يأتى شفائى او قبضى.
ترجمه: در وحى پيمبران پيشين آمده است كه: خدا گفت: درد از منست، و درمان و شفا هم از من. آن پيمبر گفت: پس طبيبان در چه كارند؟ خدا گفت: روزى خويش ميخورند، و دل بندگان من خوش ميكنند، تا آنگاه كه من شفا فرستم يا قبض روح كنم.
[١]اصل: القائله.