اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٧ - الباب السادس و العشرون فى آفات الحسد و الحقد و العداوة
(١٢) لا تظهر الشّماتة باخيك، فيعافيه اللّه و يبتليك. لا راحة مع الحسد. ترجمه: اظهار شماتت مكن بر برادر خود، كه خدا او را عافيت دهد و تو را مبتلا كند. با حسد راحت نبود.
(١٣) ستّة يدخلون النّار قبل الحساب بستّة: الامراء بالجور، و العرب بالعصبيّة، و الدّهاقين بالتّكبّر، و التّجار بالخيانة، و اهل الرّستاق بالجهالة، و العلماء بالحسد. ترجمه: شش كس در دوزخ شوند پيش از حساب بشش چيز: اميران بجور و ستم، و عرب به تعصب، و دهاقين و رؤسا به تكبر، و تجار بخيانت، و اهل روستا بجهل و نادانى، و عالمان بحسد بردن.
(١٤) الا اخبركم بشراركم: من اكل وحده، و منع رفده و ضرب عبده. الا اخبركم بشرّ من ذلكم: من لا يقبل عثرة[١]، و لا يقبل معذرة، و لا يغفر ذنبا. الا اخبركم بشرّ من ذلكم: من يبغض النّاس و يبغضونه. ترجمه: شما را آگاه كنم از بدترين شما: كسى بود كه تنها خورد، و عطا ندهد، و بنده را بزند. شما را خبر دهم بكسى كه ازينان بدتر بود: كسى بود كه عفو نكند، و عذر قبول نكند، و گناه نيامرزد. شما را خبر دهم بكسى كه ازينان بدتر بود: آنكسى بود كه مردمان را دشمن دارد، و مردمان او را دشمن دارند.
(١٥) الحسد منشىء الكمد، و منبت ادواء الجسد. لا راحة
[١]اصل: عسرة.