اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٠٦ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
افتد مستزيد گردند، بل [٧ ر] دوستييى بىريبت[١] باشد، و محبتى[٢] از رابطه و واسطه طمع و غرض مبرا و معرا، چنانكه متنبى گفته است،
[شعر:]
احبّك يا شمس الزّمان و بدره
و ان لامنى فيك السّهى و الفراقد
فذاك لانّ الفضل عندك باهر
و ليس لانّ العيش عندك بارد
(٦) اى پسر! اگر وقتى در امور دنياوى مغلوب گردى، بايد كه بهيچ حال در كار آخرت مغلوب و مغبون نباشى، و بدانى كه آنچه روزى تست كسى آن را از تو صرف نتواند كرد، و تقديرى كه از حكم ازل بتو خواهد رسيد هيچ آفريده را دفع آن از تو ممكن نگردد.
بيت[٣]:
حجاب مىنكند درع تنگ حلقه عقل
چو از گشاد قضا و قدر روان شد تير
در اكتساب و اطّلاب سعادت دنياوى جد و جهد منماى، و يقين شناس كه رز (ق) تو از دنيا اگر اندك است كسى زياد نتواند كرد، و اگر بسيار است خلقى را نقصان آن دست ندهد.
[١]اصل: رتبت.
[٢]خ: محبت.
[٣]خ: شعر.