اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٨٣ - الباب السادس و الثلثون فى خصائل السادات و صفات اهل الخير
تغرّه المطامع. ترجمه: مستحق مهترى كسى بود كه حيلت نكند، و فريب نياورد، و طمع او را مغرور نكند.
(٨) من ساس نفسه بالصّبر على جهل النّاس، صلح لان يكون سائسا. ترجمه: هر كه بصبر خويشتن را نگاه دارد بر جهل مردمان، شايستگى ضبط و سياست مردم داشته باشد.
(٩) السّيّد من عمّت يده و رجى غده. آلة الرّياسة سعة الصدر، و كتمان البرّ. ترجمه: سيد كسى بود كه نعمت او عام بود، و فرداى او اميدوار.
آلت مهترى فراخى دل و پوشيدن نيكوكارى باشد.
(١٠) من غلب لسانه امّره قومه. من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه. ترجمه: هر كه زبان نگاه دارد قوم او او را امير خود كنند. هر كه نعمت خدا برو بسيار بود حاجات مردم بدو بسيار بود.
(١١) الشّرف بالعلم و الادب، لا بالاصل و النّسب. ترجمه:
شرف بعلم و ادب بود، نه باصل و نسب.
(١٢) لا سودة مع انتقام. ترجمه: مهترى با كينه كشيدن جمع نيايد.
(١٣) التّبرّع بالمعروف و الاعطاء قبل السؤال من اكبر السّؤدد.
ترجمه: نيكويى كردن بىطلب عوضى، و عطا دادن پيش از سئوال، از بزرگترين مهتريها بود.