اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٩٠ - من كلام الحكماء و الدعاة
او التّخلّق باخلاق الشّرك فى الانحناء و الايماء الى الارض، و امر ان يرفض تقبيل الارض و الرّكاب و اليد، فانّ ذلك من سيماء الجبّارين و اخلاق المتكبّرين. ترجمه: چون مولانا حاكم شد اشارت فرمود بآنكه بوسه دادن بزمين و ركاب و دست[١] برگيرند، و حرام كرد آن را، و در آن باب سجل فرمود نبشتن، نبشت كه: امير المومنين، يعنى: مولانا لذكره السلام، شما را اى مردمان! نهى ميكند از بوسه دادن خاك و غير خاك، در آن وقت كه بحضرت او ميرسيد[٢]، يا بوسه در ركاب او دهيد در موكب خلافت، تا عادت اهل شرك گيريد، در پشت خم دادن و بزمين اشارت كردن، و آن معانى از ميان بر گرفت، كه اين اخلاق جباران و گردن كشان و متكبران بود[٣].
من كلام الحكماء و الدعاة
(١٩) التّواضع يقرّبك الى ربّك، و يذهب عنك حسد النّاس، و يوجب ذلك محبّتهم و عطفهم. ترجمه: تواضع تو را بخداوند خود نزديك گرداند، و حسد مردمان از تو دور كند، و دوستى و شفقت ايشان تو را حاصل كند.
(٢٠) التّواضع حطّ الانسان نفسه الى منزلة دون منزلته لغير
[١]اصل: بزمين و دست از ركاب.
[٢]اصل: ميرسد.
[٣]حاكم در سال ٤٠٣ اين دستور را داده است، بنگريد به تاريخ يحيى بن سعيد انطاكى چاپ كراچوسكى ص ٢٠٧ و الحاكم بامر اللّه محمد عبد اللّه عنان ص ٨٥ و اتعاظ الحنفاء ص ٣٠٩