اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧ - الباب الاول فى الدين و معرفة الخالق جل ذكره
(٥)اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ، فِيها مِصْباحٌ، الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ، الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ، يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ، وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ، نُورٌ عَلى نُورٍ، يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ، وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ، وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ. ترجمه: خدا نور آسمانها و زمين است، مثل نور او چون چراغگيرى باشد كه درو چراغى بود، و چراغ در آبگينه بود، آن آبگينه مانند ستاره روشن باشد، گويى افروخته باشند آن را از درخت مبارك زيتون، نه مشرقى و نه مغربى، كه روغنش خواهد كه بدرقشيدى، و اگرچه آتش بدو نرسيده باشد، پس آن نور نورى بود بر نورى درآمده، خداى نور خود كسى را دهد كه خواهد هدايت كند. و مثلها ميزند بسوى مردمان، و خدا بهمه چيز دانا است.
(٦)وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ. ترجمه: [و هر كه قرار نداد خدا براى او نورى را پس نيست مر او را هيچ نورى][١]
(٧) كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهوّدانه و ينصرانه و يمجّسانه.
ترجمه: همه فرزندان بر فطرت زايند، يعنى بر راه راست. و ليكن پدر و مادر ايشان را جهود و ترسا و گبر ميگردانند، يعنى از آن فطرتها مىبرند.
(٨) قيل يا رسول اللّه اين اللّه فى الارض؟ قال فى قلوب عباده المؤمنين.
ترجمه: گفتند: اى پيغمبر خدا! خدا در زمين كجا باشد؟ گفت در دلهاى بندگان مؤمن خويش.
(٩) قال رسول اللّه: قال اللّه تعالى: لم تسعنى أرضى و سمائى و وسعنى قلب عبدى المؤمن الليّن الوداع، و قال: انا عند المنكسرة قلوبهم. ترجمه:- پيغمبر گفت
[١]از روى تفسير ابى الفتوح رازى افزوده شده است.