اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٥ - من كلام الحكماء و الدعاة
(٣٢) الشّكر افضل من الصّبر، فانّ الصّبر حبس النّفس على مساهلة البلاء، و الشّكر ان لا تلتفت الى البلاء، بل تراه من النّعماء. فمن صبر فقد ترك[١] اظهار الجزع، و من شكر فقد تجاوز[٢] الى اظهار السرور بما جزع له الصّابر. و ايضا الصّبر ترك العمل السّيّىء، [و الشكر] اظهار الفعل الحسن. ترجمه: شكر از صبر فاضلتر، چه صبر آنست كه نفس را بدان بدارى كه با بلا انس[٣] گيرد، و شكر آنست كه ببلا التفات نكنى، بلكه آن را از نعمت شمرى. پس هر كه صبر كند ترك اظهار جزع كرده باشد، و هر كه شكر كند ازين مقام درگذشته باشد و با آن مقام بهم شادى نموده بر آنچه صابر از آن جزع خواست كرد. و ديگر كه صبر ترك عملى بد است، و شكر اظهار فعلى نيك.
(٣٣) الصّبر ثبات باعث الدّين، فى مقابلة باعث الشّهوة. و قيل:
الصّبر حبس النّفس عن الميل. ترجمه: صبر ثبات باعث دين بود، در برابرى باعث شهوت. و گفتهاند: صبر بازداشتن نفس بود از ميل بهوى.
(٣٤) الصّبر صبران: صبر فى المصيبات، و صبر عن الشّهوات، و الثّانى افضل و احسن[٤]. ترجمه: صبر دو باشد: صبرى در مصيبتها، و صبرى از شهوات، دوم فاضلتر و نيكوتر باشد.
[١]اصل: فقد صبر فقد ترك.
[٢]اصل: فقد ترك تجاوز.
[٣]اصل:
مست انس.
[٤]مانند اين در ادب كبير ابن مقفع (رسائل البلغاء ص ٨٢) ديده ميشود.