اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤٩ - الباب الرابع و العشرون فى حسن الخلق و مكارم الاخلاق
سَلامٌ عَلَيْكُمْ! ترجمه: و دفع ميكنند بنيكى بدى را، و از آنچه ايشان را روزى دادهايم نفقه ميكنند. و چون نافرجام شنوند[١] از آن اعراض كنند، و گويند[٢]:
ما راست عمل ما و شما را عمل شما، سلامت باد شما را! يعنى: بخوش خويى از آن در گذرند[٣].
(٥) حسن الخلق نماء. لا حسب كحسن الخلق. انّ احسن الحسن الخلق الحسن، البرّ حسن الخلق. من سعادة المرء حسن الخلق. ترجمه:
خوى خوش سبب فزودن باشد. هيچ حسب و هنر چون خوى خوش نبود. بهترين چيزى خوى خوش بود. نيكويى خوش خويى است. از نيكويى مرد باشد خوش خويى او.
(٦) تخلّقوا باخلاق اللّه! انّ اكثر النّاس [يدخلون] الجنّة بتقوى[٤] اللّه و حسن الخلق[٥]. ترجمه: خلق خدا گيريد در كارها! بيشترين مردم را كه در بهشت برد پرهيزكاريست و خوش خويى.
(٧) قال اللّه تعالى: هذا دين ارتضيته لنفسى، و لا يصلحه الّا السّخاء و حسن الخلق، فاكرموه بهما ما صحبتموه[٦]! ترجمه: خداى ميگويد: اين دينى است كه براى خود [٧] اختيار كردهام، و آن را اصلاح نياورد الا خوش خويى و جوانمردى، پس اين را بدين دو چيز گرامى داريد تا برين دين باشيد!
[١]اصل: شنويد.
[٢]اصل: گوييد.
[٣]اصل: درگذريد.
[٤]اصل: تقوى.
[٥]متن نادرست است و گويا چنين بايد باشد: و ما يدخل اكثر الناس الجنة، تقوى اللّه و حسن الخلق.
[٦]اصل: صحبتموها.
[٧]اصل: تو.