اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤١ - الباب الثالث و العشرون فى مضرة هفوات اللسان
ترجمه: از غيبت بپرهيزيد! كه غيبت از زنا بدتر، چه مرد باشد كه زنا كند، و خدا او را توبه دهد و صاحب غيبت را نيامرزد، تا صاحبش ازو خشنود نشود.
(١١) من لا يكتم الحديث و مشى بالنّميمة دلّ على انّه ولد الزّنا، لقوله تعالى: هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ، مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ، مُعْتَدٍ، أَثِيمٍ، عُتُلٍّ، بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ. ترجمه: هر كه سخن نپوشد، و سخن چينى كند، دليل آن باشد كه او از ولد الزنا است، براى آنكه خداى ميگويد در وصف ايشان كه: بد گويان، سخن چينان، جفا كننده، بعد از همه حرام زاده.
(١٢) انّ ابغضكم الى اللّه المشّاؤن بالنّميمة المفرّقون[١] بين الاخوان. ترجمه: خدا دشمنتر كسى را دارد از شما، كه سخن چينى كند، تا ميان دوستان و برادران از يكديگر جدا كند.
(١٣) انّ ابن عمران رفع يده، و سال ربّه، فقال: يا ربّ! اين ذهبت اوذى. فاوحى اللّه اليه: يا موسى! انّ فى عسكرك غمّازا.
فقال: يا ربّ! دلّنى عليه! فقال: انّى ابغض الغمّاز، فكيف اغمز؟! ترجمه: موسى عمران دست برداشت، و از خداى تعالى بخواست، گفت: اى خدا! هر جا كه ميروم مرا ميرنجانند. وحى آمد باو كه: اى موسى! در لشكر تو غمازى است كه از شومى او ميرنجى، گفت: يا رب! مرا برو دلالت كن! گفت خداوند كه:
اى موسى! من غماز را دشمن دارم، چگونه غمز او كنم؟!
(١٤) السّاعى ظالم لمن سعى به، خائن لمن سعى اليه. ما ادرك[٢]
[١]اصل: المتفرقون.
[٢]اصل: ادريك: